تبلیغات
"شوق وصال پسرم"
"شوق وصال پسرم"
ღ.•* آفاق را گردیده ام مهر بتان ورزیده ام بسیار خوبان دیده ام! اما...یونایم، نفسم، همنفسم تو چیز دیگری! ღ.•*

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه
از آن پاکتری !
تو بهاری ؟
نه
بهاران از توست
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
"ای بهین باغ و بهارانم تو!"

 

گٔل غنچهٔ باغ سر سبز دشت عاشقیم!

پارسال نوزدهم مارچ چهار روز بود که من و پدرت ازدواج کرده بودیم! عصر همون روز مامان رفته بود آرایشگاه تا ابروهاش رو درست کنه تا شبش همراه باباییت بریم خونهٔ خاله تاتاو و عید نوروز رو خونهٔ خاله جشن بگیریم!

تو آرایشگاه یه خانم خوشگل نشسته بود که معلوم بود تو آخرین ماه بارداریش هستش! با دیدن اون خانوم یه لحظه تو دلم آرزوی داشتن یه نی‌نی با همهٔ وجود گذشت و آرزو کردم که ‌ای کاش من هم مامان بشم!

روزی که فهمیدم باردار هستم و مخصوصا امروز وقتی‌ به پارسال چنین روزی فکر می‌کنم،میفهمم که واقعا اون لحظه مرغ آمین از رو سرم گذشته بود و صدای قلبم رو شنیده بود چرا که خیلی‌ زود کمتر از حدود شش ماه به وجود گهر بارت در وجودم پی‌ بردم!

 

یونایم!‌ای تو شیرینی لطیفترین سرود طبیعت!

چگونه خدا را برای چنین بخشش رنگینی شکر گویم؟

 عزیز دلم می‌گویند آغاز نو شدن آغاز تازه شدن بهار است اما برای من روز میلاد تو در بطنم بود که سر آغاز بهاری ترین بهار همیشه جاودان عشق،جوانی و عمرم گشت!

  

فرشته مهر و زیبائی!

تو بهاریترین اتفاق زندگی مامان هستی‌ که از یمن وجودت تمامی‌ هستی‌ من سبز شد!

تو خلق شدی تا با قدمهای کوچولوت زیباترین لحظه‌های عمرم رو بسازی! قدمهای کوچولویی که در بیست و سومین بهار زندگیم‌ بر دل‌ و دیده ام میگذاری!

اما نه! امسال اولین بهار عمر من است چرا که من هم با تو متولد شدم!

 

پسرم!تولد دوباره من! 

با وجودت نه تنها هر چهار فصل عمرم بلکه تمامی‌ وجود و نهادم،افکاراتم،هدفهایم و آرزوهایم مبدل به بهاری هرگز خزان ناشدنی‌ گشتند!

 سال هشتاد و نه به یاد ماندنی ترین،خاطره سازترین سال عمر من بود! آن هم به لطف  و یمن وجود تو!

تو سال هشتاد و نه تمامی‌ زندگی‌،افکارها و وجود مامان متحول گشت و خدای مهربان عمر من را سوی ان حالی که میخواستم گردانید!

تمام خوبیهای دنیا در این سال نصیب من گشت!با داشتن تو تمامی‌ زشتی هایی که رخ دادند بی‌ درنگ فراموش و پاک گشتند!حتی اتفاق هایی که می‌توانستند سخت ترین رویدادها باشند کوچک،بی‌ اهمیت و به چشم نیامدنی شدند!

اینجایی ها ضرب المثلی‌ دارند که می‌گوید: "بعضی‌‌ها با رفتنشان خوشبختی‌ را وارد زندگی‌ میکنند و برخی‌ با آمدنشان!"

و تو واقعا یونا هستی‌!یونا،همان هدیهٔ خداوندی که با آمدنت خوشبختی‌ را نثار تمامی‌ دقایقم کردی!

امسال دو بار خوشبختی‌ وارد زندگی‌ من شد!با رفتن کسی‌ و کسانی ! و با آمدن غنچهٔ نو شکفته ای به نام یونا که همه کس و همه چیز  و همه دنیای من است و همیشه خواهد بود!

 

امروز روزی مثل پارسال است!اما امسال مارال خوشبخت تر و خوشحال تر از پارسال عمرش است!امروز هم درست مثل پارسال در همچین روزی در آخرین روزهای زمستانی خونهٔ خاله هستیم! و مامان امروز وقتی‌ که دوباره آرایشگاه نشسته بود تا به عشق تو به خودش برسه،از خوشحالی‌ داشتن تو نمیدونست چه‌جوری شکر گذار این همه زیبایی و خوشبختی‌ باشه و با دلی آکنده از خوشحالی‌ و عشق به تک تک روزهای سال هشتاد و نه اش می اندیشید!

 

 خالهٔ مهربونت امسال فقط و فقط به خاطر تو و عشقش نسبت به تو‌ که از روز اول تا به حال ثانیه به ثانیه بیشتر و افزون تر می‌شه،تدارک سفرهٔ هفت سین رو دیده!

میبینی‌ خاله تاتاو چقدر خوش سلیقه ست شازدهٔ من؟

 به عشق تو گوگولی کوچولوش حسابی‌ خونه تکونی کرده و خوشگل ترین سفرهٔ هفت سین رو به خاطرت چیده چون دوست داره یونا جونش با فرهنگ و رسومات خودمون اشنا بشه!

 

نمیدونی‌ چقدر دوستت داره!یا نه میدونی‌ شک ندارم که خودت عشقش رو احساس کردی!مگه نه مامانی‌؟خودت هم احساس میکنی‌ خالت همش را به راه میاد و میره دستاش و رو شیکمم میکشه و نازت می‌کنه،باهات حرف میزنه،ازت خواهش میکنه تکون بخوری و با هر تکونی که میخوری از خوشحالی‌ جیغ میزنه که وای ماهی‌ کوچولومون تکون خورد!

 

خلاصه خیلی‌ نازکش داری و خاطرخواه!مامان خودش ته تغاری خانواده هستش و حالا با داشتن در و گوهری مثل تو! تو بطنش بیشتر از همیشه نازش رو میکشن و بهش محبت میکنن و دوستش دارن!

 

 

نفس من،پسر خوب و قشنگم!

به سلامتی‌ و لطف خدا طبق نظریه ماما، دقیقا یک ماه و نه روز دیگه مثل سروشی روح بخش میای و به زندگی‌ مادرت نور امید و عشق میدمی!

و من بی‌ صبرانه و عاشقانه در آرزوی لحظه ا‌ی هستم که دستای کوچولوت رو تو دستم بگیرم،تو چشمات خیره بشم،محکم تو آغوشم فشارت بدم و با عشق میلاد با شکوه مون رو تبریک بگم!

اما خوب امکان داره که دقیقا هم یک ماه دیگه تو روز تولد مامان دنیا بیای کسی‌ چه میدونه؟

به هر حال از خدا می‌خوام که سالم،سرحال و به راحتی‌ به دنیا بیای!

فکر اینکه کمتر یا شاید یه کم بیشتر از یک ماه دیگه رایحه‌ خوش تنت رو استشمام می‌کنم دیونه ام میکنه!

 

یونای من،نور دیدگانم،بهترین کس من!

 اولین نوروزمون رو با همهٔ وجودم به خودمون تبریک میگم!تو قشنگت ترین هدیهٔ نوروز،بهار و تولد منی‌!تو رویایی ترین اتفاق نه تنها سال هشتاد و نه بلکه تمامی‌ عمر منی‌!

 یکی‌ یکدونهٔ من،گٔل خوشبوی باغچه‌ عشق و دلدادگی مامان!

آسمونی ترین آرزوهای قلب مادرت،روشن ترین فرداها نثار وجودت که روح بخشید به قلب و زندگی‌ من!

ایشالله که همیشه شاهد تندرستی و سلامتی‌،خوشبختی‌ روز افزون و سعادت مندی و موفقیتت تو تمامی مراحل زندگی‌ و ثانیه به ثانیهٔ عمرت باشم!

 

الهی که هر چی‌ روشنایی،خوشبختی‌،خوشحالی‌ و سرور و شادی توی دنیاس همیشه مهمان قلب،دل‌،روح و ذهنت باشه! الهی که همیشه لحظاتت بهاری و سبز باشن!

 

همنفس دنیای من!
عشق مامان!

آرزو دارم دلت مثل بهار، پر شود از لحظه های ماندگار

زندگیت خالی از اندوه و غم، لحظه های شادمانیت بی شمار
خانه قلبت پر از گلهای یاس،نغمه خوان خانه قلبت هزار
باغ احساست پر از گلهای ناز،همچو یک قالی پر از نقش و نگار
روزهایت هر یکی بهتر ز قبل، خوش بود بر کام تو این روزگار
همچو شمعی باشی و همراه گل، من بگردم دور تو پروانه وار!

 

مادر همیشه عاشقت،که دیوانه ‌وار دوستت داره

مارال

یکشنبه...بیستم مارچ

بیست و نهم اسفند... ۲۳:۳۲...۴+۳۴ هفتگیت

(این پست رو دیشب نوشتم اما امشب تمومش کردم ماهی‌ کوچولوی تنگ بلوری من!)

بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 





نوشته شده در تاریخ 29 اسفند 89 توسط مارال مامان منتظر
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت

كد بارش قلب

كدهای جاوا وبلاگ





كد تقویم

free hit counter
free hit counter

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار