تبلیغات
"شوق وصال پسرم"
"شوق وصال پسرم"
ღ.•* آفاق را گردیده ام مهر بتان ورزیده ام بسیار خوبان دیده ام! اما...یونایم، نفسم، همنفسم تو چیز دیگری! ღ.•*

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com


گنجشک من،كودكم!پر بزن در زمستانم لانه کن
با جیک جیک مستانه ات خانه را پر ترانه کن
چون مرغکان بازیگوش از شاخی به شاخی بپر
از این بازویم پر بزن بر این بازویم خانه کن


با نفست خوشبختی را به آشیانم بوزان
با نسیمت بهار را به سوی من روانه کن
اول این برف سنگین را از سرم پاک کن سپس
موهای آشفته ام را با انگشتانت شانه کن


حتی اگر نمی ترسی از تاریکی و تنهایی
تا بگریزی به آغوشم ترسیدن را بهانه کن
با عشقت پیوندی بزن روح جوانی را به من
هر گره از روح مرا بدل به یک جوانه کن


چنان شو که هم پیراهن هم تن از میان برخیزد
بیش از اینها بیش از اینها خود را با من یگانه کن

 

 کوچولوی مامان سلام!
خوبی عزیز دلم؟خوبی عروسکم؟
سرما خوردگی مامان که اذیت و ناراحتت نکرده؟دورت بگردم میدونی که مادر همیشه خودش رو خوب میپوشونه تا سردش نشه و سرما نخورده اما خوب کوشولوی من از این اتفاق ها پیش میاد بعضی مواقع! من شرمندت هستم،اما میدونی که حسابی مراقبم تا هر چه زودتر حالم خوب بشه!

پسرم امشب شب یلدا، طولانی ترین و اولین شب فصل زمستان تو ایران هستش!

امسال چه زیباست شب یلدای من ! طولانی ترین شبی که با تو هستم، به تو فکر میکنم و از یادآوری وجود نازنین و دوست داشتنیت در بطنم، شب سیاهم لبریز از نور عشق میشه !


معبودم،كودكم!
 با دلی لبریز از عشق خداوند و خودت، خداوند بزرگ رو به کرامت ، عظمت و رحمتش قسم میدم که عمرت،بختت،تندرستی وجود گران بهات، خوشی و سرور زندگانیت و خوشبختت تو تمام عرصه و شبهای عمرت به بلندی یلدا باشه!
به بلندی یلدا،به گرمی عشقمون، به سر سبزی فصل زیبایی که چشمهای نازنینت رو به روی دنیا و دنیای رنگی  که به روی مامانت باز میکنی باشه!

 

تو دل این شب سرد زمستانی با دل و نهادی که وجود تو و یاد خداوند گرما بخشش است، خدامون رو به سراسر گیتی و کائناتش قسم میدم که تا اون لحظه ای که جسمم از این دنیا پر میکشه همیشه و همواره مامان رو در کنار تو و زیر چتر حمایت و محبت خودش زنده نگه داره!یک دم حتی یک دم من رو از تو و ما رو از خودش دور نزاره بمونیم!

نفس من!
میدونم بارها و بارها اسم زیبا و با معنیت رو از زبون مامانی شنیدی!

 اما دوست دارم امشب اینجا برات به یادگار بنویسم که اسم نازنینت رو یونا گذاشتیم!
یونا به معنی «خداوند می‌دهد» ،«لقب حضرت یونس» و لفظ کبوتر هستش!

یه اسم تک که طبق آمار ثبت احوال صد و هجده نفر تو ایران این نام خوشگل رو دارند!

یونا رو انتخاب کردم چون تو واقعا از طرف خداوندی،هدیه گران بهای خدایی که خودش نصیبم کرده!
تو زیباترین هدیه خداوندی مامانت هستی پسرم!
تو همون کبوتر سفید خوشبختی هستی که پیام آور امید، عشق و  ایمان شدی برام! کبوتر آزادی مامان از دنیای غفلت و تنهایی!

 

 خاله تاتاو مهربون و خوش سلیقت این اسم رو خیلی دوست داشت و از همون روزهای اوایل بارداری به مامانی پیشنهادش رو داد و من هم خیلی ازش استقبال کردم!

تو اینترنت خوندم که یونا تو کشورهای اروپایی به معنی‌ فاخته و قمری هست و تو کشورهای مختلف هم اسم پسره و هم دختر!

دلیل دیگهٔ انتخابمون این هستش که اسمت علاوه بر با معنی‌ و شیک بودنش تو اروپا و کشوری که ما توش زندگی‌ می‌کنیم راحت تلفظ می‌شه چرا که خیلی‌ شبیه اسم‌های دیگهٔ خودشون میمونه!

تا به امروز هرکی‌ اسمت رو شنیده کلی‌ ازش خوشش اومده!

ایشالله خودت هم بزرگ که شدی ازش راضی‌ باشی‌ و دوستش داشته باشی‌!

 

 

به نیّت شب یلدا و خودم و خودت امشب فال حضرت حافظ که از دوازده سالگی عاشقش بودم، گرفتم!

با دل‌ و روح پاک و معصومت از خدای فرشته‌ها از خدای خودت که تو هم یکی از فرشته هاشی بخواه مامان‌ رو یاری کنه! چرا که جز از خودش دست یاری و نیازم رو به روی کسی‌ دراز نکردم و نمی‌خوام هرگز هم جز به درگاه خودش به جای دیگه و کس‌ دیگه ای‌ پناه ببرم و چشم یاری و امید ازش داشته باشم!

 

گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله
آیین تقوا ما نیز دانیم لیکن چه چاره با بخت گمراه
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم             یا جام باده یا قصه کوتاه
من رند و عاشق در موسم گل آن گاه توبه استغفرالله
مهر تو عکسی بر ما نیفکند آیینه رویا آه از دلت آه
الصبر مر و العمر فان یا لیت شعری حتام القاه
حافظ چه نالی گر وصل خواهی خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه
 
صبر و تحمل کن تا رنج ها و مشقت های زندگی به پایان برسد. اگر می خواهی به مراد و آرزوی خود برسی، باید خون دل خوردن ها و مصائب را تحمل کنی. امیدوار باش و به خداوند توکل کن!

 

یونای من،شازده پسر یکی یکدونم!

یلدامون مبارک!

 کسی‌ که عشقت تو  دلش از هزاران شب یلدا هم بلندتر و طولانی مدت تره

مامان مارال

سه شنبه...۲۱ دسامبر

۳۰ آذز... ۲۲:۴۳ شب...۶+۲۱ هفتگیت





نوشته شده در تاریخ 30 آذر 89 توسط مارال مامان منتظر
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت

كد بارش قلب

كدهای جاوا وبلاگ





كد تقویم

free hit counter
free hit counter

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار